عقل گفت کنج عافیت و سلامت را رها کردن و گام در راهی چنین پر مخاطره نهادن شرط مصلحت نیست، عشق بانگ برآورد"الرحیل" که دنیا خانه ی فناست و به هیچ کس وفا نمی کند، چون طوفان ابتلائات برخیزد، خانه ی سست بنیان عافیت را در هم می پیچد و ویران می کند. زمین سیاره ی رنجی است که جز اهل صبر و رضا در آن مأمنی نمی جویند. (سید شهیدان اهل قلم) فجر داستان زاده شدن عمرو رشد آدمیست، داستان حیات اوست، داستان بزرگ شدن او، از تولد تا شیرخوارگی از روی پای خود ایستادن تا شکوفا شدن از ذره ذره، بودن تا چشمه چشمه جاری شدن، از گسیختگی حیات تا یقین، از عاشق شدن تا وصال، از آمدن تا رجعت، از جهنم تا بهشت، همه، داستانی است که هماره و همیشه، هر روز و هر لحظه برای او تکرار می شود. داستان فجر داستان بقاست. کاروانی است که بانگ الرحیل آن همه را می خواند تا به جمع دارندگان حیات ابدی بپیوندند و اما انسان غره، که دل به دام یگانه بودنش سپرده است، چشمانش به سیاهی شب خو گرفته و شب او را مست و پایبند خانه ی سست و بی پایه ی این بلاد ساخته است. او در این شب می ماند، اگر بیدار نشود و برای او دیگرهیچ ولی و فرستاده ی هدایتگری نخواهد بود. اما آنان که دل به شب نسپرده اند و آینه ی وجود را در انتظار رویت نوری امید بخش جلا داده اند، آنان که کرامت از وجودشان سرچشمه گرفت و در کوچه پس کوچه های جامعه جاری شد، همانان دوباره زاده می شوند و فجری دیگر را پایه می گذارند. زادنی که نوای آن چنین است: یا ایتها النفس المطمئنه ارجعی الی ربک راضیه مرضیه فادخلی فی عبادی وادخلی جنتی.
حال که راز شب قدر را درک کرده ای، حال که فهمیده ای در طول ماه خدا از تو چه می خواهند، حال که فهمیده ای رنج گرسنگی و تشنگی را به جان خریدن تنها برای این بود که خود را بشناسی ، حال که فهمیدی زنده نگاه داشتن شب های قدر برای این بود که به منتهای کمالت واقف شوی، حال که فهمیدی عید فطر، عید توست و تو قدر و منزلتت را یافتی، اگر شبهای قدر رمضان را از دست دادی مبادا افسوس بخوری. می گویند شب عید فطر هم شب قدر است.می گویند هرکس که ماه رمضان را ازدست داد روز عرفه به درگاه الهی بیایید .برای آنان که از کاروان شب زنده داران رمضان و عرفه جا مانده اند، محرم فرصتی مغتنم است. می گویند شب نیمه شعبان هم از لیالی مبارک قدر است.می بینی که این آمدن های توست که مهم است.اصلاً این عناوین نمادهایی اند برای این که مردم گردهم بیایند و ازاعماق جان پروردگارشان را بخوانند. شاید اگر این شب ها برگزیده نمی شدند کسی به فکر این شب ها نمی افتاد. شب قدرآن هنگامی است که تو خودت و قدر خودت را بیابی و بشناسی. این همه نشانه و آیه برای توست، ای خردمند. قرآن را به تمامی در شب قدر نازل نموده اند، راستی می دانی که شب سپری شدنی است، همه ی شب ها یک زمانی به پایان می رسند و تو باید این را باور داشته باشی . می دانی که شب قدر، چقدر عظیم و با شکوه است اما راز گذراندن این شب و همه ی شب ها، یگانگی توست. تو باید تک باشی چون خدای تو تک است. شب قدر از هزار ماه برتر و بالاتر است و تو را در سپری کردن این شب یار و یاور و شفیقی لازم است. امشب ملائکه و روح نازل می شوند تا تدبیر کنند امور را به اذن پروردگارت و تو باید باور داشته باشی، باور داشته باشی به این شب ها و به این که آن ها هرچقدر هم طولانی و بلند باشند مقدمه ای هستند برای روز. و شب قدر را سلام است تا فجر. سلام بر فجر، سلام برروز سلام برنور، سلام بر تو، که در دل سیاهی این شب ها مطمئنی. بیا... بیا که خدایت زمانیست که در انتظارت نشسته است و در آغوش او جای توست.
این پست 30مردادماه نوشته شده است. دیشب باز هم برنامه گره(+) که قسمت های پایانی اش را سپری می کند، دوباره از شبکه 3سیما پخش شد و در ادامه ی بحث برنامه های پیشینش و بعد از صحبت از دو تمدن غربی و اسلامی ، سنتی یا نوع معماری ها یا وضعیت حجاب و ازدواج و دیگر مسائل تئوریک از این قبیل، دیشب، شب بیستم ماه رمضان با حضور حاج حسین یکتا آن هم به عنوان یک راوی ساده در این برنامه و با عنوان سبک زندگی از نوع مقاومت شروع شد. حاج حسینی که با راهیان نور و دیدار از مناطق جنگی جنوب و غرب ،تحولی عظیم در جریان این کشور نهادینه کرد و کسی که در دوران جنگ یک چشم ظاهرش را از دست داده اما از خیلی از ما ها که دو چشم سالم داریم با بصیرت تر عمل کرده و چه دل ها و قلوبی را با همین بازدید از این مناطق متحول نکرد که فقط چند نمونه اش را در این برنامه نام برد. از آن دختری که بعد از سی سال زندگی اش با حضور در این مناطق، تازه تولد یک سالگی خود را جشن می گیرد و می گوید که من تازه متولد شدم و فهمیدم در این عالم چه خبر است تا پروفسور مولانا. و باز هم جمله ی زیبای سید ما : "....و هنوز در این عالم رازیست که جز با خون فاش نشود. چه بحث های تئوریک و زیبایی که با دیدن همین سرخی خون مقاومت زنگ باختند وچیزی از خود باقی نگذاشتند، چه سبک زندگی زیبایی که به قول حاج حسین روز به روز در حال پروراندن چمران ها در دهلاویه های این ایران است. سبک زندگی و این اسمی که من با آن تو را محدود کردم و نشان دادم زبان الکن خود را، ای مقاومت، ای شهادت. تو هم همانند هزاران واژه ای که ما در فرهنگ خود داریم، قابل گنجایش در الفاظ نیستی آن هم به محدودیتی این چنین که تو را life style بنامند و با آن با تو پز دهند. آری مقاومت ، تو به ما آموختی که چطور می شود برای خدا زندگی کرد و دم بر نیاورد، چطور می شود، بی هیچ ادعا و بی هیچ امکاناتی به مقابله ی با کفر رفت و فقط خدا را دید. به درستی که هر کس تو را نمی بیند کور است. نه این که کوری نصیبش باد بلکه کور است صم بکم عمی فهم لایعقلون . کور است و کور شده چشم های دلش تا ببیند که چه غوغایی کرده این مقاومت وشهادت با دل ها و بال های بسته شده ی عاشقان خدایی. دیشب شبی بود که در رسانه نمایش داد که چطور این سبک دارد نفوذ می کند در عمق دل ها و چطور دارد می پروراند ایمان ها و دل های راسخ را، شبی بود که دیگر هیچ حرفی نمانده بود برای آن جوان هایی که خود را با این فرهنگ بیگانه می پنداشتند و دیدند که چطور کسانی با باور کردن آن به ناکجاها رسیدند و یک شبه هزاران سال را پیمودند.
- برچسب ها:سبک زندگی ،حاج حسین یکتا ،برنامه گره ،میلاد دخانچی ،مقاومت ،شهادت ،سرخی خون ،life style ،فرهنگ ،کفر ،راهیان نور ،شبکه 3 ،راوی دفاع مقدس ،
- دنبالک ها:برنامه گره ،
تبلیغات